الملا فتح الله الكاشاني
278
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
نيستند * ( عَلى عَوْراتِ النِّساءِ ) * بر عورتهاى زنان يعنى به حد تميز نرسيدهاند و از حال مباشرت بايشان بى خبراند و ندانند كه عورت چه باشد و گويند يظهر از ظهور مشتق است بمعنى غلبه يعنى اطفال كه به جهت عدم بلوغ قادر نباشند بر اتيان بوطى زنان و چون طفل اسم جنس در موضع جمع واقع شده و جمعيت صفت او دال است بر جمعيت او * ( وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ ) * و بايد كه نزنند زنان پايهاى خود را بر زمين بوقت رفتن * ( لِيُعْلَمَ ) * تا دانسته شود * ( ما يُخْفِينَ ) * آنچه پنهان ميدارند * ( مِنْ زِينَتِهِنَّ ) * از پيرايهء خود كه خلخال است يعنى بايد كه آواز خلخال خود را به گوش مردان اجانب نرسانند تا موجب ميل مردان بر ايشان نشود و اين ابلغ است از نهى اظهار زينت و ادل بر منع از رفع صورت از قتاده مرويست كه پيش از نزول اين آيه زنان را عادت بود كه در حالت مشى پاى بر زمين زدندى تا آواز خلخال به گوش مردمان رسد و بدانند كه در پاى خلخال دارند حقتعالى به اين آيه آنها را از اين نهى فرمود و گفت * ( وَتُوبُوا إِلَى اللَّه ) * و باز گرديد بخداى تعالى * ( جَمِيعاً ) * همهء شما * ( أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ ) * اى گرويدگان * ( لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * شايد كه شما رستگار شويد بتوبه مراد امر او سبحانه است جميع بندگان را از ذكور و اناث بتوبه و انقطاع به حضرت عزت چه هيچكس از خطر جريمه خالى نيست خواه مذكر و خواه مؤنث خصوصا در كف و منع از شهوات و دخول نسوان در تحت اين امر بنا بر تغليب و تذكير است از امام قشيرى منقولست كه محتاجتر بتوبه كسيست كه خود را محتاج بتوبه نداند مسلم در صحيح آورده كه پيغمبر ( ص ) فرموده كه ايها الناس توبوا الى ربكم فانى اتوب الى اللَّه فى كل يوم مائة مرة اى مردمان بازگرديد به خدا و توبه و انابه كنيد بوى بتحقيق كه من هر روز صد بار توبه و انابه ميكنم به خدا و در كشف الاسرار آورده كه حقتعالى همه را از مطيع و عاصى بتوبه امر كرده تا عاصى خجل زده نشود چه اگر فرمودى اى گنه كاران توبه كنيد موجب رسوايى ايشان شدى و چون در دنيا ايشان را رسوا نميخواهد اميد هست كه در عقبى نيز رسوا نكند و چون حقتعالى منع سفاح كرد و زجر اسباب باعثه بر آن كه محل تسبب است كه مقتضى الفت است و حسن تربيت و مزيد شفقة كه مؤدى ببقاى نوع است در عقب آن امر كرد ايشان را بنكاح كه حافظ نسب است و فرمود كه * ( وَأَنْكِحُوا الأَيامى ) * خطاب باولياى عقد است و ايامى مقلوب ايم است كه جمع ايم است چون يتامى كه جمع يتيم است و ايم بمعنى عزبست خواه مذكر و خواه مؤنث و خواه بكر و خواه ثيب يعنى اى اولياى عقد بنكاح در آريد زنان بيشوهر و مردان بىزن را * ( مِنْكُمْ ) * از شما يعنى مردى را كه زن ندارد كد خدا سازيد و زنى را كه